تبلیغات
ایستادگی - زندگی نامه شهید حسین علم الهدی
ایستادگی
سلام بر آنهایی که قامت راست کردند تا ما قامت خم نکنیم

مرتبه
تاریخ : شنبه 3 دی 1390

حسین در سال 1337 در خانواده ای مذهبی دیده به جهان گشود.

اولین فعالیت های سیاسی او در سال 1351 شزوع شد.در سال 1353 در حالیکه 16 سال داشت،توسط ساواک دستگیر شد.در زندان تعداد زیادی از جوانان بزهکار را نماز خوان کرد.

در سال 1356 در کنکور شرکت کرد و در رشته مورد علاقه اش یعنی تاریخ در دانشگاه فردوسی پذیرفته شد.با آنکه دانشجوی سال اول بود،اما در همان چند ماه اول چهره ای سرشناس گردید و غالب دانشجویان او را به عنوان فردی انقلابی میشناختند.آخرین دستگیری سید حسین در ایام حکومت نظامی 57 بود که به واسطه عملیات مسلحانه علیه طاغوت محکوم به اعدام گردید.اما با پیروزی انقلاب ،پیروزمندانه به آغوش ملت بازگشت.مادر سید حسین برای اعلام تنفر خود از رژیم شاه و به نشانه مقاومت و پایداری هیچ گاه برای ملاقات او به زندان ساواک نرفت.سید حسین در فعالیت های سیاسی و نظامی فبل از انقلاب بسیار فعال بود اما انگیزه های فرهنگی سبب شده بود تا ایشان در مسیر مسلحانه ضد رژیم قرار گیرد.

وی پس از انقلاب در تاسیس کمیته های انقلاب،تلاش کرد و مدتی کوتاه در این مرکز بود.سید حسین قبل از شروع جنگ عضو شورای فرماندهی استان خوزستان بود اما پس از شهادت اصغر گندم کار،فرماندهی سپاه شهر هویزه را بر عهده گرفت.یکبار در پاسخ به اینکه چرا به هویزه آمده گفت: من قبلا نهج البلاغه را بصورت نظری تدریس میکردم و حالا میخواهم آنچه را تدریس کرده ام در هویزه به صورت عملی پیاده کنم.در مدتی که فرمانده سپاه هویزه بود ورزش صبحگاهی جزوبرنامه های لازم الاجرا بود.در ورزش صبحگاهی،سربازان را از سپاه بیرون می برد،تا به قبرستان بیرون شهرکه می رسیدند سید میگفت آرام راه بروید ودر وسط  دو ستون خطبه های نهج البلاغه را برای آنها میخواند.او چنان سخن می گفت که گویا حضرت علی (ع) این مطالب را بیان می فرماید.

مدتی بعد صدام به دروغ اعلام کرد که عشایرخوزستان طرفدار او هستند.حسین برای خنثی کردن شایعات صدام راه چاره را در این دید که عشایر را به دیدن امام خمینی (ره) ببرد.در جماران به یکی از برادران ماموریت داد که چند کلمه ای حرف بزند.وقتی از او پرسیدند چرا خودت در محضر امام صحبت نکردی،گفت: ارزش کار به اخلاص است ،نمی خواستم خودم را مطرح کنم.

شب عملیات هویزه (14 دی 59) حسین در خواست آب نمود تا غسل شهادت کند،اما آب به اندازه کافی نبود.گفت که اگر به اندازه شستن سرم آب داشته باشید کافی است.گفتند فردا دوباره عملیات است در گردوغبار دوباره سرت کثیف میشود،گفت به هر حال می خواهم سرم را بشویم،گفتند مگر می خواهی به تهران بروی ؟گفت نه می خواهم  فردا به ملاقات خدا بروم.

 

عملیات نصر(هویزه)

عملیات در 15 دی ماه 59 ساعت 10 با رمز« الله اکبر» شروع شد.این دومین عملیات بزرگ ارتش بود که در منطقه هویزه به اجرا درآمد و درچهار مرحله با آزاد سازی جفیر و پادگان حمید تا آزادسازی خرمشهرو سپس ادامه عملیات با هدف تعقیب دشمن تا حومه بصره طراحی شده بود.

رهبرانقلاب درتجدید میثاقشان با شهیدان هویزه در 20/9/75 در جمع هزاران نفر از اهالی منطقه فرمودند: "آن روز که این جوانهای عزیز برای خدا قیام کردند و به سمت این جایگاه شهادت و فداکاری حرکت میکردند آنها را از نزدیک دیدم.درنزدیکی کرخه نور ،شهید عزیز حسین آقای علم الهدی و بقیه جوانان که با او همراه بودند با دست خالی وبدون تجهیزات اما با دلی سرشار از عشق وایمان،با قلبی استوار از اتکاء وتوکل  به پروردگار به این طرف می امدند.واقعا انسان یکبار دیگر صحنه صدر اسلام را،صحنه عاشورای حسین و کربلا را به چشم خود مشاهده میکرد."

پس از شهادت شهید علم الهدی و همراهانش ارتش عراق هویزه و منطقه عملیاتی آن را تصرف  کرد و با تانک های خود بر پیکر اجسادشهدا رفت و شهر هویزه را با خاک یکسان نمود.در این منطقه پیکر 67 تن از شهدای این عملیات شناسایی ودرهمان جا به خاک سپرده شدند.




طبقه بندی: زندگی نامه ی شهدای آسمانی، 
ارسال توسط sh t
آرشیو مطالب
صفحات جانبی
پیوند های روزانه
امکانات جانبی

ابزار وبمستر

قالب وبلاگ